یادداشت:
امین عرب زاده
جدال برای قدرت بلای جان سراب/وحدت تنها راه نجات از اختلافات

شهرستان سراب، نگین فراموش شده آذربایجان شرقی، امروز نه در پیچ وخم سیاست های کلان، که در باتلاق اختلافات محلی و کشمکش های بی پایان قدرت، گفتار شده است. سالهاست که آتش کینه توزی های سیاسی، هر جوانه امیدی را در این خاک پربار خشکانده است.
اکنون زمان آن رسیده تا فریاد بزنیم: سراب تنها با اتحاد و همدلی میتواند از خاکستر خود برخیزد.
سراب، با همه ظرفیت های خدادادی اش، امروز به نماد توسعه نیافتگی تبدیل شده است.
اما چرا؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: «سیاست زدگی».
سیاستی که نه برای خدمت، که برای تسویه حساب های شخصی و جناحی به کار میرود.
هر انتخابات شورا یا مجلس، به جای آنکه فرصتی برای طرح چشم اندازهای نو باشد، به صحنه جنگ داخلی بدل می شود.
جناح ها و گروه ها، پروژه های ناتمام را سلاح میکنند تا حریف را زمینگیر کنند.
نتیجه؟ جاده هایی که سالهاست قربانی می گیرند، پروژه ناتمام تولید پودر آلومینا از نفلین سینیت که قریب به سه دهه است ناتمام مانده و جوانانی که بی آینده، راهی شهرهای بزرگ میشوند.
آیا این سرنوشت محتوم سراب است؟ قطعاً نه. مشکل نه در کمبود منابع، که در نبود اراده جمعی برای عبور از منافع فردی است.
یکی از دردناک ترین نمونه های این آشفتگی، بازی چرخشی مدیریت هاست.
هر جناحی که به قدرت می رسد، به جای ادامه پروژه های پیشین، ترجیح می دهد از صفر آغاز کند تا نام خود را بر تابلوی پروژه ها حک کند.
این چرخه معیوب، اعتماد عمومی را به حکمرانی محلی از بین برده است. مردم سراب حق دارند بپرسند: چرا یک جاده نیمه کاره، باید قربانی رقابت دو جناح شود؟
چرا یک پروژه نیمه تمام، سالهاست به نمادی از بی تدبیری تبدیل شده است؟
پاسخ روشن است: تا زمانی که مسئولان، «پیروزی بر رقیب» را بر «پیروزی برای سراب» ترجیح می دهند، این چرخه ادامه خواهد یافت.
تأثیرات این اختلافات تنها به پروژه های عمرانی محدود نمیشود.
جوان تحصیل کرده سرابی که مجبور است برای یافتن شغل به تهران یا تبریز مهاجرت کند، کشاورزی که به دلیل نبود صنایع تکمیلی و سورتینگ، هر ساله محصولاتش را خام می فروشد، و کارگران فصلی که در سرمای سخت زمستان خانه نشین می شوند و توان بیمه پردازی ندارند، همه و همه قربانیان این بازی سیاسی اند.
اینجا دیگر بحث بر سر رقم های بودجه نیست؛ بحث بر سر سرنوشت یک نسل است.
اما راه برون رفت چیست؟ پاسخ در تاریخ همین شهر نهفته است.
سراب در گذشته ای نه چندان دور، به لطف همبستگی اجتماعی، در سخت ترین شرایط نیز ایستادگی کرد.
امروز نیز تنها راه نجات، بازگشت به همان اصل است: اولویت دادن به «سراب» بر هر جناح و شخص و گروه.
سراب امروز بر سر یک دو راهی سرنوشت ساز ایستاده است: یا همچنان در چرخه باطل اختلافات و خود برتربینی های سیاسی گرفتار خواهد ماند، یا با خرد جمعی، فصل جدیدی از همدلی و همکاری را آغاز خواهد کرد.
نجات این شهر نه در انزوا، که در گرو گفتگو و مشارکت همه ذینفعان است. مسئولان محلی باید درک کنند که مشروعیت حقیقی آنها نه در قدرت جناحی، که در میزان اثربخشی طرح هایی است که رنج مردم را کاهش میدهد و چهره سراب را دگرگون میسازد.
مردم نیز به سهم خود باید از افتادن در دام تقسیم بندی های قومی و حزبی پرهیز کنند.
تاریخ نشان داده است که پیشرفت پایدار، تنها زمانی محقق می شود که جامعه به جای تمرکز بر اختلافات، بر اشتراکات خود پای فشارد.
اتحاد نه یک شعار سیاسی، که یک ضرورت انکارناپذیر است.
امروز، هر شهروند سرابی به عنوان میراث دار این سرزمین، مسئولیت دارد تا با مطالبه گری آگاهانه و دوری از تنشهای بی حاصل، فضا را برای اجرای پروژه های توسعه ای فراهم کند.
آینده سراب را نمیتوان با همان روش های پیشین ساخت. این شهر نیازمند جرأت برای تغییر، شفافیت در مدیریت، و از همه مهمتر، اراده ای جمعی برای عبور از گذشته است.
اگر امروز دست ها به نشانه صلح به سوی هم دراز شوند، فردای سراب را میتوان با توسعه صنایع، احیای کشاورزی پربار، جذب سرمایه گذاری ها و بازگرداندن جوانان به دیارشان، از نو نوشت.
سراب زنده خواهد ماند، اما تنها به شرطی که «ما» را بر «من» ترجیح دهیم.
برچسب ها :اتحاد ، اختلافات سیاسی ، عزل و نصب ، کمیته برنامه ریزی و توسعه ، مدیریت شهری
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0