تاریخ انتشار : جمعه 16 آبان 1404 - 20:06

سرمقاله:

امین عرب زاده

جهاد تبیین؛ نبرد در عرصه رسانه یا رسانه در میدان نبرد؟

جهاد تبیین؛ نبرد در عرصه رسانه یا رسانه در میدان نبرد؟
جهاد تبیین یک شعار نیست، یک عملیات گسترده فرهنگی-رسانه‌ای است که موفقیت آن کاملاً وابسته به تحول در ساختار، زبان و محتوای رسانه‌ها است

 

در سالهای اخیر بارها عبارت «جهاد تبیین» را در بیانات مقام معظم رهبری شنیده ایم. واژه تبیین در مقام روشنگری و بیان حقایقی که دشمن در جنگ رسانه ای آنرا وارونه جلوه می دهد، بسیار حایز اهمیت است.

حال آنکه ترکیب کلمه جهاد و تبیین عبارتی را می آفریند که رسالت رزمندگان این عرصه نبرد رسانه ای را مضاعف می کند.

دقیقا همینجاست که رهبری مسأله جهاد تبیین را یک فریضه و تکلیف عنوان می کنند و در این میان پر واضح است که بار مسئولیت رسانه ها و نقش آفرینان فضای مجازی گران تر می شود.

وقتی رهبر معظم انقلاب بعنوان پرچم دار جامعه اسلامی از جهاد تبیین سخن می‌گویند، این فراخوان تنها یک توصیه رسانه‌ای نیست؛ این یک تشخیص راهبردی از جنگی بزرگ‌تر است که امروز در عمق قلب و ذهن مردم جریان دارد. در عصری که رسانه‌ها خود میدان جنگ هستند و هر توییت، یک سنگر و هر استوری، یک عملیات روانی محسوب می‌شود، بی گمان تبیین از یک فعالیت تبلیغاتی ساده عبور می کند و به مهم‌ترین سلاح مقاومت تبدیل می گردد.

اما پرسش اساسی اینجاست که آیا دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای ما، ظرفیت تبدیل شدن به «سپاه تبیین» در مواجهه با رسانه های دشمن را دارند؟

این نوشتار، به واکاوی همان صورت مسأله ای می پردازد که در آن رسانه، هم مشکل است و هم راه حل.

 

اگر تا دیروز، جنگ در میدان‌های خاکی رخ می داد و تنها ابزار تبلیغات، بلندگوهای ثابت و اعلامیه‌های تک‌رنگ بودند، امروز دیگر جنگ به فضای بی‌ حد و مرز مجازی کشیده شده است. جایی که دشمن، نه با توپ و تانک، که با روایت‌های حساب‌شده، کلیپ‌های ویروسی و هشتگ‌های مهندسی‌شده هجمه می‌آورد و مستقیما ارزش ها،آرمان ها هنجارها و حتی مقدسات ما را مورد هدف قرار می دهد.

 

چه برایمان خوشایند باشد و خواه ناخوشایند، در این میدان، هرآنکه روایت قوی‌تری بسازد و ارایه دهد، پیروز نبرد است.

در حقیقت جهاد تبیین، پاسخی ضروری به این تغییر میدان نبرد است، چه در حوزه آفندی و چه در بحث پدافندی.

دیگر نمی‌توان به زبان کلاسیک دیروز، با مخاطب امروز سخن گفت و حقیقت را اگرچه حقیقت است به وی فهماند.

مخاطبی که نه منفعل، بلکه فعال است.

مخاطبی که دیگر مصرف‌کننده محض نیست، بلکه تولیدکننده محتواست. در جنگ رسانه ای، شکست الگوهای یک‌سویه تبلیغی، زنگ خطری را به صدا درآورده که اگر جدی گرفته نشود، ما در نبرد روایت‌ها جا خواهیم ماند.

 

رسانه در مقوله جهاد تبیین، صرفا یک ابزار اطلاع رسانی نیست؛ یک ارایه دهنده واقعیت اجتماعی است. رسانه است که تعیین می‌کند مردم چه ببینند، چگونه ببینند و درباره‌ آن چه احساسی داشته باشند.

برخلاف کارکرد کلاسیک رسانه، امروز قدرت اصلی رسانه در همین هویت‌سازی جمعی و تولید معنای مشترک نهفته است.

وقتی رسانه‌های داخلی در تولید روایت ضعیف عمل کنند، رسانه‌های بیگانه این خلأ را پر می‌کنند و واقعیت را آن‌گونه که می‌خواهند، خلق و ارایه می کنند.

مقایسه ساده‌ای بین روایت‌پردازی جذاب و حرفه‌ای دشمن با محتوای کلیشه‌ای و شعارزده برخی رسانه‌های داخلی، عمق این شکاف را نشان می‌دهد.

امروزه دستیابی به یک تبیین موفق، نیازمند رسانه‌ای است که پیش‌دست باشد، نه منتظر اتفاقی برای فراهم شدن فرصت تبیین.

 

عملکرد رسانه‌های ما در جهاد تبیین، با سه شکاف بزرگ مواجه است.

نخست شکاف بین محتوا و مخاطب؛ ما برای نسلی محتوا تولید می‌کنیم که تشنه روایت‌های صادقانه با زبان امروزی و باور پذیر است، اما گاه به او شعارهای تکراری و تصاویر بی‌روح ارائه می‌دهیم.

 

شکاف دوم، سرعت و عمق تبیین است؛ از یک سو در پاسخگویی به جنگ روانی دشمن کند هستیم و از دیگر سو، محتوای تولیدی‌مان اغلب سطحی و فاقد عمق تحلیلی است.

 

و در نهایت شکاف زبان رسمی و زبان مردم؛ در دنیای اینفلوئنسرها و محتوای مسموم رسانه ای، ما همچنان با گفتمان رسمی و اداری سخن می‌گوییم. زبانی که دیگر برای مخاطب امروزی فاقد جذابیت است.

 

با در نظر داشتن ضعف های موجود، رسانه‌ای خواهد توانست سرباز خوبی در این جهاد باشد که اولا پاسخگویی سریع و هوشمند داشته باشد و بتواند تهدیدهای رسانه‌ای دشمن را بموقع شناسایی و آنرا به فرصت‌های تبیینی تبدیل کند.

 

در وهله بعدی رسانه باید روایت‌گر چندلایه باشد و تصویری واقعی، صادقانه و انسانی از جامعه ایران را بدون سانسور پیچیدگی‌ها و تناقض‌هایش ارائه نماید.

 

موضوع دیگر آنکه رسانه باید در حوزه جهاد تبیین هنر ساده‌سازی پیام‌های پیچیده را بلد باشد و مفاهیم عمیق انقلابی و ارزشی را به محتوای قابل درک و قابل اشتراک برای عموم تبدیل کند.

 

و نهایتا رسانه باید از زبان تصویر و داستان استفاده کند و این اصل را درک کند که یک کلیپ تاثیرگذار و احساس‌برانگیز، از صدها بیانیه رسمی موثر تر است.

 

از اینرو برای ایجاد تحول رسانه ای در مبحث جهاد تبیین، نیازمند اجرای راهبردهایی عملیاتی هستیم و برای نیل به این مقصود بایستی نکاتی را مدنظر داشت:

نخست آنکه رسانه‌های رسمی، کنشگران فضای مجازی و سلبریتی ها را در یک ساختار هماهنگ کنار هم قرار داده و با ایجاد اتاق های فکر و مراکز فرماندهی جنگ روایی، مدیریت میدان را در اختیار داشته باشیم.

 

اهمیت سرمایه‌گذاری هوشمند روی اینفلوئنسرهای متعهد و خلاق به جای آنکه بطور یک‌جانبه بر رسانه‌های سنتی تکیه کنیم قابل چشم پوشی نیست.

 

یقینا تغییر رویکرد از تولید محتوای واکنشی به تولید محتوای پیش‌دستانه که ابتکار عمل را در فضای روایی حفظ کند مسیر تازه ای را در میدان نبرد پیش روی ما خواهد گشود.

 

مورد بعدی که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد، آموزش عمومی سربازان تبیین در همه سطوح حکومت و جامعه؛ از مدیران ارشد تا دانشجویان است که هر کدام می‌توانند یک رسانه کوچک باشند.

 

واقعیت این است که ما در عصر «فراصحنه» زندگی می‌کنیم؛ عصری که در آن تصویر بر واقعیت پیشی گرفته است. در چنین شرایطی، تبیین نیازمند بازتعریف است.

اینجا هدف صرفا اثبات حقانیت نیست، بلکه جذب دل‌ها و ساختن وفاق عاطفی است.

بزرگ‌ترین خطر در این مسیر صعب العبور، گرفتار شدن در تله خودتبلیغی است، یعنی سخن گفتن تنها با حامیان هم‌فکر و نادیده گرفتن رزم آورانی که در خط مقدم این جنگ قرار گرفته اند.

جهاد تبیین، جهادی برای گفت‌وگو با تمام جامعه ایران اعم از نژادها،زبان ها و قومیت های مختلف با عقاید سیاسی،مذهبی، فکری و عقیدتی گوناگون است، نه خطاب به بخشی از خواص یا عوام.

 

جهاد تبیین یک شعار نیست، یک عملیات گسترده فرهنگی-رسانه‌ای است که موفقیت آن کاملاً وابسته به تحول در ساختار، زبان و محتوای رسانه‌ها است.

بلاشک بدون این تحول، این جهاد به تکرار مکررات تبدیل خواهد شد.

باید پذیرفت که دشمن اصلی، نه صرفاً رسانه‌های خارجی، که ضعف روایت‌پردازی و ناتوانی در ارتباط مؤثر داخلی است.

پیروزی در این نبرد، با تولید بیانیه‌های تکراری و کلیشه ای محقق نخواهد شد، بلکه با ساختن روایت‌های ماندگار، صادقانه و تأثیرگذار به دست می‌آید.

حقیقتا رسالت تاریخی رسانه در این برهه حساس، تبدیل شدن به آینه‌ای صادق از آرمان‌های یک ملت، و زبان گویای دردها و امیدهای آنان است.

جهاد تبیین زمانی پیروز است که هر جوان ایرانی، خود را سرباز این میدان بداند و هر پیام، سنگری در دفاع از حقیقت شود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

[nolink]